میثم متاجی ،یادداشت
درج در روزنامه جام جام
شاعر، درخت و روشنايي
نويسنده: ميثم متاجي*
شاعران معاصر را در يک نگاه کلي مي توان به دو دسته تقسيم کرد؛ ابتدا شاعراني که متاثر از رويدادهاي اجتماعي و سياسي اند و سپس شاعراني که جداي از اين تاثر به جهان شاعرانه خويش مي پردازند و آثارشان را خلق مي کنند.
کيوان ملکي از شاعران گروه دوم است، شاعري عاطفه محور که درونمايه اشعارش از دل طبيعت و زيست شاعر به دست مي آيد.
رومن ياکوبسن، زبان شناس مشهور روس و نظريه پرداز ادبي معتقد است: «نقش عاطفي زبان جهتگيري پيام به سوي گوينده است. زبان در اين کارکرد خود شکلي از احساس گوينده را به وجود مي آورد، حال تفاوتي ندارد که واقعا بخواهد آن احساس را داشته باشد يا در پي وانمود باشد. او معتقد است که نقش صرف عاطفي زبان در حروف ندا تظاهر مي يابد. مانند «اي واي» اين همان نقشي ست که مارتينه حديث نفس مي نامد.»
کيوان ملکي در مجموعه شعر «دنيا فقط به ديدن تو مي ارزيد» که توسط انتشارات فصل پنجم بتازگي روانه بازار کتاب و محافل ادبي شده است، عاطفه را اساس و اصلي ترين عنصر شعرساز خود قرار داده که با بهره گيري از زباني ساده از محور زبان عادي خارج شده و به زبان شعر دست مي يابد. گاهي از صنايع ديگر شعري همچون ايماژ و مجاز نيز خبري نيست و شعر در پيوندي از زباني ساده و عاطفه حادث مي شود.
عاطفه سوار بر نوستالژي
تعريف نوستالژي در مقدمه کتاب جهالت اثر ميلان کوندرا چنين آمده: «خواستن گذشته، خواستن کودکي از دست رفته يا عشق اول.»
شعر بيوگرافي اولين شعر مجموعه هست که سرشار از نوستالژي شاعر است و روايتي از کودکي شاعر آغاز و به اکنون او پايان مي يابد.
عاطفه و عشق
کيوان ملکي مانند بسياري از شاعران معاصر نگاه ويژه اي به عشق و عاشقانه سرودن دارد. اگر در کليت استراتژي شاعر در برخورد با عشق نوآوري خاصي ندارد اما در محور عاطفه مندي اثر کمک زيادي مي کند.
نمونه اول: سر به سرم نگذار / ماه من / قرص شو / آرامم کن. صفحه 8
نمونه اي ديگر: چراغ بر مي دارم / به کوچه / به خيابان مي ريزم / دير کرده / صدايي که آرامم مي کند. صفحه 24
عاطفه مندي در محور غم و شادي
با نگاه به اشعار و بسامد واژگان مي توان گفت کيوان ملکي شاعري آرام و روشن است و وجه شادي غالب بر اندوه و غم در اشعارش حضور دارد. به گفته خود شاعر:
شاعر! آب به آسياب اضطراب جهان / نريز / زمين تنها با ترانه تو / آرام مي شود. صفحه 25
واژگاني مانند: آب، آفتاب، باران، بهار، دريا، آسمان، رنگين کمان، لبخند، هلهله، مادر و البته درخت باعث شدند تا جهان بيني شاعر در وجهي روشن ارائه شود. اگر چه رگه هايي از ترس هم حضور دارد.
اسکناس هاي سبز / در جيب ام / خوابيده اند / مي روم / براي روزهاي بي پولي بستني بخرم. صفحه 25
و در ادامه غم و اندوه نيز در وجه عاطفي خود حضور دارند اگر چه همان طور که در بالااشاره شد حضورشان کمرنگ است.
مادر / اين پياز کوچک / بهانه خوبي ست / براي درد هاي بزرگ. صفحه 22
ترس و بدبيني
شاعر مجموعه «دنيا فقط به ديدن تو مي ارزيد» به طبيعت نگاه ويژه اي دارد. کيوان ملکي سوادکوهي برآمده از دل جنگل و طبيعت مازندران است و در پيوندي محکم با طبيعت به سرايش مي پردازد. او همچنان که عناصر طبيعت را بن مايه اشعارش قرار مي دهد به گونه اي مدافع طبيعت هم هست. اين ويژگي را در آثاري که با محوريت عاطفه بر ترس هست مي توان ديد.
اين آسفالت ها جز سياه نمايي / کاري ندارند. صفحه 30
او نه تنها خوشبين به طبيعت است بلکه به صراحت بدبيني اش را نسبت به عناصر صنعتي و نشانه هاي زندگي مدرن اعلام مي کند.
برو... / اين همه تلاش / تا خلبان بمب افکني باشي! / مي روم / پارکبان خيابان را بوسه باران کنم / هر پروازي / ماندني نيست. صفحه 31
در مثال آخر به روشني مي توان دريافت که تلاش انسان معاصر براي به کارگيري صنعت و نشانه هاي عصر مدرن را شاعر موفق نمي داند، زيرا بمب افکن غايت اش قتل عام است، اما شاعر ترجيح مي دهد به بوسه پناه ببرد که اين موضوع را با به کار بردن کلمه باران که نشانه اي روشن از طبيعت است منتقل مي کند.
موتيف ها
حضور پررنگ عناصر طبيعت در اشعار ملکي گاهي از سطح نشانه عبور کرده و به جايگاه موتيف و در اندک موارد سمبل دست مي يابند.
عناصر و موتيف هاي حاضر در اشعار اگر به عنوان دالي است که بر مدلول ثابت اشاره مي کند که در اين صورت نشانه خواهد بود و در برخي موارد دال ها علاوه بر مدلول ثابت به مدلول هاي ديگري نيز اشاره مي کند که در اين صورت سمبل خواهد بود. در ادامه از دو عنصر نمونه هايي ارائه مي شود.
دريا:
نمونه اول: افسانه يک رود / جز دريا نيست. صفحه 76
نمونه اي ديگر: صبح است / دست در دست حوصله ام / با دريا / با کوه / با خيابان قاطي مي شوم. صفحه 37
در نمونه
شاعر، درخت و روشنايي
نويسنده: ميثم متاجي*
شاعران معاصر را در يک نگاه کلي مي توان به دو دسته تقسيم کرد؛ ابتدا شاعراني که متاثر از رويدادهاي اجتماعي و سياسي اند و سپس شاعراني که جداي از اين تاثر به جهان شاعرانه خويش مي پردازند و آثارشان را خلق مي کنند.
کيوان ملکي از شاعران گروه دوم است، شاعري عاطفه محور که درونمايه اشعارش از دل طبيعت و زيست شاعر به دست مي آيد.
رومن ياکوبسن، زبان شناس مشهور روس و نظريه پرداز ادبي معتقد است: «نقش عاطفي زبان جهتگيري پيام به سوي گوينده است. زبان در اين کارکرد خود شکلي از احساس گوينده را به وجود مي آورد، حال تفاوتي ندارد که واقعا بخواهد آن احساس را داشته باشد يا در پي وانمود باشد. او معتقد است که نقش صرف عاطفي زبان در حروف ندا تظاهر مي يابد. مانند «اي واي» اين همان نقشي ست که مارتينه حديث نفس مي نامد.»
کيوان ملکي در مجموعه شعر «دنيا فقط به ديدن تو مي ارزيد» که توسط انتشارات فصل پنجم بتازگي روانه بازار کتاب و محافل ادبي شده است، عاطفه را اساس و اصلي ترين عنصر شعرساز خود قرار داده که با بهره گيري از زباني ساده از محور زبان عادي خارج شده و به زبان شعر دست مي يابد. گاهي از صنايع ديگر شعري همچون ايماژ و مجاز نيز خبري نيست و شعر در پيوندي از زباني ساده و عاطفه حادث مي شود.
عاطفه سوار بر نوستالژي
تعريف نوستالژي در مقدمه کتاب جهالت اثر ميلان کوندرا چنين آمده: «خواستن گذشته، خواستن کودکي از دست رفته يا عشق اول.»
شعر بيوگرافي اولين شعر مجموعه هست که سرشار از نوستالژي شاعر است و روايتي از کودکي شاعر آغاز و به اکنون او پايان مي يابد.
عاطفه و عشق
کيوان ملکي مانند بسياري از شاعران معاصر نگاه ويژه اي به عشق و عاشقانه سرودن دارد. اگر در کليت استراتژي شاعر در برخورد با عشق نوآوري خاصي ندارد اما در محور عاطفه مندي اثر کمک زيادي مي کند.
نمونه اول: سر به سرم نگذار / ماه من / قرص شو / آرامم کن. صفحه 8
نمونه اي ديگر: چراغ بر مي دارم / به کوچه / به خيابان مي ريزم / دير کرده / صدايي که آرامم مي کند. صفحه 24
عاطفه مندي در محور غم و شادي
با نگاه به اشعار و بسامد واژگان مي توان گفت کيوان ملکي شاعري آرام و روشن است و وجه شادي غالب بر اندوه و غم در اشعارش حضور دارد. به گفته خود شاعر:
شاعر! آب به آسياب اضطراب جهان / نريز / زمين تنها با ترانه تو / آرام مي شود. صفحه 25
واژگاني مانند: آب، آفتاب، باران، بهار، دريا، آسمان، رنگين کمان، لبخند، هلهله، مادر و البته درخت باعث شدند تا جهان بيني شاعر در وجهي روشن ارائه شود. اگر چه رگه هايي از ترس هم حضور دارد.
اسکناس هاي سبز / در جيب ام / خوابيده اند / مي روم / براي روزهاي بي پولي بستني بخرم. صفحه 25
و در ادامه غم و اندوه نيز در وجه عاطفي خود حضور دارند اگر چه همان طور که در بالااشاره شد حضورشان کمرنگ است.
مادر / اين پياز کوچک / بهانه خوبي ست / براي درد هاي بزرگ. صفحه 22
ترس و بدبيني
شاعر مجموعه «دنيا فقط به ديدن تو مي ارزيد» به طبيعت نگاه ويژه اي دارد. کيوان ملکي سوادکوهي برآمده از دل جنگل و طبيعت مازندران است و در پيوندي محکم با طبيعت به سرايش مي پردازد. او همچنان که عناصر طبيعت را بن مايه اشعارش قرار مي دهد به گونه اي مدافع طبيعت هم هست. اين ويژگي را در آثاري که با محوريت عاطفه بر ترس هست مي توان ديد.
اين آسفالت ها جز سياه نمايي / کاري ندارند. صفحه 30
او نه تنها خوشبين به طبيعت است بلکه به صراحت بدبيني اش را نسبت به عناصر صنعتي و نشانه هاي زندگي مدرن اعلام مي کند.
برو... / اين همه تلاش / تا خلبان بمب افکني باشي! / مي روم / پارکبان خيابان را بوسه باران کنم / هر پروازي / ماندني نيست. صفحه 31
در مثال آخر به روشني مي توان دريافت که تلاش انسان معاصر براي به کارگيري صنعت و نشانه هاي عصر مدرن را شاعر موفق نمي داند، زيرا بمب افکن غايت اش قتل عام است، اما شاعر ترجيح مي دهد به بوسه پناه ببرد که اين موضوع را با به کار بردن کلمه باران که نشانه اي روشن از طبيعت است منتقل مي کند.
موتيف ها
حضور پررنگ عناصر طبيعت در اشعار ملکي گاهي از سطح نشانه عبور کرده و به جايگاه موتيف و در اندک موارد سمبل دست مي يابند.
عناصر و موتيف هاي حاضر در اشعار اگر به عنوان دالي است که بر مدلول ثابت اشاره مي کند که در اين صورت نشانه خواهد بود و در برخي موارد دال ها علاوه بر مدلول ثابت به مدلول هاي ديگري نيز اشاره مي کند که در اين صورت سمبل خواهد بود. در ادامه از دو عنصر نمونه هايي ارائه مي شود.
دريا:
نمونه اول: افسانه يک رود / جز دريا نيست. صفحه 76
نمونه اي ديگر: صبح است / دست در دست حوصله ام / با دريا / با کوه / با خيابان قاطي مي شوم. صفحه 37
در نمونه
اول دريا دالي است که فقط بر مدلول عيني و ثابت خود اشاره دارد و از جايگاه نشانه عبور نمي کند. در نمونه دوم دريا دالي است که علاوه بر مدلول ثابت به دوست يا فردي نيز اشاره دارد و از سطح نشانه عبور مي کند.
آسمان: نمونه اول: در روز هاي جوانه زدن / از آسمان جاي باران / رگبار ببارد. صفحه 63
نمونه اي ديگر: تو آبي / من آسمان / آفتاب مان يکي / راه مان دو تا. صفحه 58
جام جم*
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 14:14 توسط شورای سردبیری انجمن شاعران مازندران
|